الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

234

الخصال ( فارسى )

مردم بدانند كه منافق و دروغگو است از او نمىپذيرند و سخنش را باور نميكنند ولى ميگويند اين مرديست كه با رسول خدا بوده و او را ديده و اين حديث را از او شنيده ، حديث او را دريافت ميكنند و حال او را نمىدانند ، خدا رسول خود را از منافقين خبر داد و آن‌ها را بدان چه بايست وصف كرد و فرمود چون آنها را ببينى از وضع ظاهر و خوش نماى آنان در شگفت ميمانى و اگر سخنى گويند به آنها گوش ميدهى همين منافقين پس از پيغمبر در ميان مسلمانان بودند و خود را به پيشوايان گمراهى و رهبران دوزخ نزديك كردند و سخنان بيهوده و دروغ و بهتان بنفع آن‌ها بهم بافتند تا آن‌ها را به كارهاى بزرگ واداشتند و به گردن مردم سوار كردند و بكمك آنان دنيا را خوردند ، همانا مردم پيرو پادشاهان و دنيا طلبند مگر كسى كه خدا او را حفظ كند ، اين يكى از چهار كس است . دوم مرديكه چيزى از رسول خدا شنيده ولى آن را درست حفظ نكرده قصد دروغ ندارد ولى غلط فهميده ، اين كلام غلط در دست او است بدان رأى مىدهد و عمل مىكند و آن را روايت مىكند و مى گويد همانا از رسول خدا شنيده‌ام اگر مسلمانان بدانند غلط فهميده آن را نمىپذيرند اگر خودش هم بداند غلط است آن را رها مىكند . سوم كسى كه شنيده رسول خدا ( ص ) دستورى داده و ندانسته كه سپس از آن نهى كرده يا شنيده از چيزى نهى كرده و ندانسته كه سپس بدان دستور داده ، حكم منسوخ را در ياد دارد و ناسخ آن را ياد ندارد اگر خودش مى دانست منسوخ شده آن را رها ميكرد اگر مسلمانان هم مىدانستند كه منسوخ شده آن را رها مىكردند .